معانی و مفاهیم لغات و اصطلا حات کتاب منطق سال سوم به منظور استفاده همکاران
|
معانی و مفاهیم لغات و اصطلا حات کتاب منطق سال سوم به منظور استفاده همکاران: |
1- آنا لوطیقا: معرب لفظ یونانی آنالوتیکا و نام دو رساله از مجموعه آثار منطقی ارسطو است که اولی در زمینه قیاس و دومی در زمینه برهان به رشته تحریر در آمده است.
2- قیاس استثنایی: گونه ای از قیاس است که نتیجه یا نقیض نتیجه در مقدما ت قیاس آمده باشد
3- استقراء : یکی از اقسام حجت است، و آن عبارت است از اینکه از بررسی موارد جزئی و متعددبه یک نتیجه گیری کلی برسیم و آن را تعمیم دهیم .
4- اقسام استقراء : ( استقراء تام و ناقص) :
استقراء تام: عبارت است از تعداد محدود و مشخص. از بررسی تک تک موارد جزئی به یک نتیجه گیری کلی برسیم و آن را تعمیم دهیم .
استقراء ناقص : تعداد بی شمار و نامحدود است . از بررسی چند مورد جزئی به یک نتیجه گیری کلی برسیم و بعد آن را تعمیم دهیم .
5- تمثیل: (قیاس مع الفارق) :هر گاه از یک جزئی به یک جزئی دیگری حکم کنیم ، آنهم به دلیل مشابهتی که بین دو جزئی وجود دارد( یکی از انواع حجت است ).
6- ادات: لفظ مفردی که به تنهایی معنی مستقلی نداشته باشد و بر زمان دلالت نکند .این مورد در منطق ادات نامیده می شودو در نحو حرف . مانند : از- بر- با.
7- برهان: قیاسی است که مقدمات آن از یقینیات تشکیل گردیده باشد . یعنی از(محسوسات – مجربات – اولیات و متواترات )
8- انواع برهان: (لمی و انی).
برهان لمی: هر گاه از علت پی به وجود معلول ببریم. مثلا علت یخ بستن آب سرما می باشد .
برهان انی: هر گاه از وجود معلول پی به وجود علت ببریم. مثلا عطسه .و سر فه معلول سرما خوردگی که علت آن است.
9- اسم: لفظ مفردی است که به تنهایی معنی مستقل داشته باشد ، بدون افاده زمان .
10- اشتراک لفظی : هر گاه لفظ واحدی دارای معنی متعددی باشد . مانند لفظ شیر: شیر آب؛ شیر درنده؛ شیر خوراکی.
11- اشتراک معنوی: لفظ برای معنای متعددی وضع نشود، یلکه برافراد و موجوداتی دلالت می کند که حقیقت وجودی آنها یکی است .مانند : انسان. آب .
12- اصول متعارفه : اصولی هستند بدیهی و از مبادی تصدیقی که مسائل علوم به آن وابسته است.
13- اصول موضوعه: اصولی هستند که خود به خود روشن و بدیهی نمی باشند، اما آنها را در ابتدا برای اثبات احکام از معلم می پذیریم ، همراه با تردید و ظن.و این از مبادی تصدیقی است و استدلال علمی و مسائل علمی به آن وابسته است .
14- حدود قیاس : عبارتند از( حد وسط – حد اکبر- حد اصغر) .
15- مفهوم حد وسط: هر گاه در هنگام استدلال، ذهن بخواهد از مقدمات به نتیجه گیری برسد، احتیاج به یک واسطه و تکیه گاه دارد.آن کلمه ای که در مقدمات قیاس نقش واسطه و تکیه گاه را ایفا ء می کند در نتیجه حذف می گردد، حد وسط نامیده می شو د
.مثال: هوا جسم است- هر جسمی دارای وزن است-پس هوا دارای وزن است.
حد وسط حد وسط
16- حد اکبر : محمول مطلوب یا نتیجه را در قیاس حد اکبر می نامند.
17- حد اصغر: موضوع مطلوب را حد اصغر می نامند.
18- انتاج: یعنی نتیجه دادن، هر گاه قیاس نتیجه و مطلوبی را به دنبال داشته باشد منتج نامیده می شود.
19- عقیم: هر گاه شرایط انتاج در مقدمات قیاس درج نشده باشد عقیم می نامند .
n مفاهیم واجب، امکان، امتناع در منطق:
از دیدگاه علمای منطق در یک قضیه حملی رابطه محمول با موضوع سه نوع است:
1- یا رابطه وجوبی است – یعنی محمول حتما عارض موضوع می گردد. مانند:
" مثلث شکلی است سه ضلعی".
2- یا رابطه امکانی است: ممکن است محمول عارض موضوع گردد یا عارض موضوع نگردد. مانند: " هوا سرد است".
3- رابطه امتناعی است: هرگز محمول عارض موضوع نمی شود مانند: " مثلث شکلی چهار ضلعی ".
20- ارمیناس(قضایا) : کلمه یونانی است به معنی خبر و قول جازم.
قضیه: عبارت از گفتاری که در آن احتمال صدق و کذب وجود نداشته باشد مانند:" هوا ابری است".
21- سلب و ایجاب: هرگاه حالت یا صفتی را به موضوع قضیه نسبت دهیم قضیه ایجابی نامیده می شود.مانند: " عسل شیرین ایت"
- هرگاه از موضوع نسبتی را بگیریم آن قضیه سلبی نامیده می شود. مانند :" هیچ انسانی کامل نیست."
22- اقسام قضایا: 1- قضیه شرطیه 2- قضیه حملیه .
1- قضیه شرطیه: در قضیه شرطیه تحقق امری به امر دیگری بستگی دارد.مانند: " اگر درس بخوانی،موفق می شوی."
2- قضیه حملیه : هرگاه بدون هیچ شرطی چیزی را به چیز دیگر اسناد دهیم. ( اسناد محمول به موضوع) مانند: " شب تاریک است."
اجزا قضیه حملی حملیه عبارتند از : ( موضوع - محمول- رابطه یا نسبت حکمیه)
موضوع: کسی یا چیزی که محمول به آن نسبت داده می شود.
محمول: آنچه به موضوع نسبت داده می شود.
رابطه: لفظی که محمول را به موضوع نسبت می دهد و بین موضوع و محمول ارتباط برقرار نماید.
23- انواع تصور: بدیهی – غیر بدیهی
انواع تصدیق: بدیهی – غیر بدیهی
بدیهی: تصور یا تصدیقی که ذاتا روشن باشد و نیازی به توضیح و اثبات نداشته باشد ( خودبخود مورد قبول ذهن قرار می گیرد) مانند:" سردی- گرمی "( تصور بدیهی) "عسل شیرین است" (تصدیق بدیهی).
غیر بدیهی: تصور یا تصدیقی که خودبخود روشن نباشد و نیاز به توضیح و اثبات داشته باشد. مانند:" تصور:خورشید ، دریا- تصدیق : خدا یکتا است، روح جاودانه است."
24- انواع بدیهیات عبارتند از: (اولیات- محسوسات- مجربات- متواترات – حدسیات – فطریات )
25- انواع قضیه حملی: ( شخصیه- محصوره- مهمله- طبیعیه)
- قضیه شخصیه: هرگاه موضوع قضیه جزئی و بر یک فرد دلالت کند. "ابن سینا فیلسوف است."
26- قضیه محصوره یا مسوّره: هرگاه تعداد افراد قضیه مشخص باشد. مانند: " هر اسبی علفخوار است."
27- سور قضیه محصوره : در زبان فارسی با کلماتی مانند: بعضی، برخی ، هر، همه هیچ می باشد و در زبان عربی با کلماتی مانند : بعض ، کل ، ال نشان داده می شود . مانند: " کلکم را ع و کلکم مسئول_ الحمد الله "
28- قضیه مهمله: هر گاه تعداد افراد قضیه مشخص نشده باشد. مانند: " زن حساس است."
29- قضیه طبیعیه: هر گاه مراد طبیعت و مفهوم ذهنی یک کلی باشد نه افراد آن . مانند: " انسان نوع است." _ " ناطق فصل قریب است " .
30- انواع قضیه محصوره : ( موجبه کلیه- سالبه کلیه – موجبه جزئیه- سالبه جزئیه)
31- جزئی و کلی بودن : مربوط به افراد قضیه ، و سلب و ایجاب مربوط به مثبت ومنفی بودن کیفیت قضیه می باشد.
32- انواع شرطی : قضیه شرطی متصله- قضیه شرطی منفصله
قضیه شرطی متصله: هرگاه ین دو امر پیوستگی باشد. مانند:
" اگر باران به کوهستان نبارد به سالی دجله گردد خشک رودی"
قضیه شرطی منفصله: هر گاه بین دو امر جدایی و انفصال باشد. مانند:
" حالا یا روز است یا شب" " جهان یا قدیم است یا حادث"
33- انواع قضیه منفصله : ( حقیقی – مانعة الجمع – مانعة الخلو)
- حقیقی : هر گاه بین دوامر جدایی و عناد باشد به گونه ای که هم اجتماع آنها محال است هم ارتفاع آنها. مانند: " این عدد یا زوج است یا فرد" " حالا یا روز است یا شب"
- مانعة الجمع: هر گاه اجتماع دو امر محال باشد ، اما ارتفاع آنها جایز باشد. مانند: " این شخص یا ایرانی است یا ایرانی نیست" " این جسم یا فلز است یا شبه فلز"
- مانعة الخلو: " این قضیه جز مهمترین اقسام محسوب نشده و در کتاب بررسی نمی گردد.
34- نسبت های چهار گانه:
-تباین : هر گاه هیچ یک از افراد کلی با کلی دیگر وجه اشتراکی نداشته باشند . یعنی آنچه بر کلی اول صدق می کند بر کلی دوم صادق نباشد.
مانند: " انسان و سنگ- موحد و مشرک- شراب و سرکه "
- تساوی: هر گاه هر چیز بر کلی اول صادق باشد بر کلی دوم تیز صادق باشد.
مانند: " انسان و ناطق- مثلث و سه ضلعی"
- عموم وخصوص مطلق: هر گاه یک کلی عامتر از کلی دیگری باشد.
مانند: " آسیایی و ایرانی – اسب و علفخوار- درخت و درخت بید"
-عموم وخصوص من وجه : هر گاه دو کلی از جهتی نسبت به هم حالت عام داشته باشند و از جهتی دیگر حالت خاص.
مانند: " میوه و شیرین- لباس و سفید"
35- تخالف: گونه ای از مغایرت بین دو چیز است که در ماهیت و لوازم آن اختلاف داشته باشند. مانند: " سفیدی و شیری در شکر."
36- عکس: هر گاه جای دو جزء موضوع و محمول را عوض کنیم به شرط آن که به ارزش قضیه از لحاظ کیفیت و صدق و کذب خللی وارد نشود.
مانند: " بعضی مارها زهردار هستند، بعضی زهرداران مار هستند."
" هیچ انسانی کامل نیست ، هیچ کاملی انسان نیست"
37- تناقض : هر گاه دو قضیه در کمیت و کیفیت و در صدق و کذب اختلاف داشته باشند.
مانند: " هر انسانی ناطق است." " بعضی انسانها ناطق نیستند."
38- تضاد: دو قضیه کلیه ای که صدق هر دو محال است ولی کذب هر دو جایز، یعنی ( یا هر دو قضیه کاذبند ، یا یکی کاذب و دیگری کاذب است.)
مانند: " هر انسانی فانی است---هیچ انسانی فانی نیست"
توضیح اینکه :
شرط تضاد این است که هر دو قضیه کلی باشند ، بنا براین قضایای شخصیه و جزئیه تضاد نخواهد داشت.
دو قضیه متناقض در سه مورد کمیت و کیفیت و صدق و کذب اختلاف دارند اما در هشت مورد(موضوع- محمول- زمان - مکان- قوه – فعل- شرط و اضافه و جزء و کل) بین آنها وحدت حاکم است .
39- تقابل: هر گاه بین دو چیز اختلاف و تباین باشد به گونه ای که تحقق آن دودر یک زمان ، از یک جهت در یک مکان ناممکن باشد.
40- کلی متواطی: هر گاه مفهوم کلی به طور یکسان و مساوی بر افراد خود صدق نکند . مانند: انسان
41- کلی مشکک: هر گاه کلی به طور یکسان به افراد خود صدق نکند.مانند: نور- وجود.
42- جوهر: اجزاء همیشگی شی ء ، که هستی شی ء به آن بستگی دارد. مانند: اجزاء وجودی یک ساختمان
43- عرض: صفات زود گذری که از خارج وارد یک ماهیت می شود .مانند: رنگ برای تابلو- شوری برای آب .
44- کلیات خمس:
1- جنس : آن کلی ذاتی است که افراد آن حقایق متفاوتی دارند. مانند: حیوان – فلز- شکل.
2- نوع: آن کلی ذاتی است که افراد آن حقیقت واحدی دارند . مانند: انسان- مثلث- آهن.
3- فصل: آن کلی ذاتی است که نوع را از جنس و از انواع دیگر جدا می سازد . مانند: ناطق، که انسات را از حیوان جدا می سازد. یا سه ضلعی که مثلث را از سایر اشکال هندسی جدا می سازد .
4- عرض خاص: آن کلی عرضی است که بر یک نوع اختصاص دارد. مانند: خنده ، مهندسی، شاعری، نویسندگی که به نوع انسان اختصاص دارد.
5- عرض عام: آن کلی عرضی است که اختصاص به یک نوع ندارد بلکه میان دو یا چند نوع عمومیت دارد. مانند:" رنگ پوست (سیاهی و سفیدی)- راه رفتن – غذا خوردن
45- تعریف به حدّ : تعریف به ذاتیات است ، هر گاه تعریف بیانگر خصوصیات ذاتی یک شی ء باشد. مانند: " در تعریف مثلث گفته می شود: شکلی است سه ضلعی .سه ضلع داشتن جزء ذاتی مثلث است- و هر مثلثی ذاتا سه ضلعی است.
46- تعریف به رسم: تعریف به عرضیات است ، یعنی تعریف بیانگر صفات ظاهری و عرضی یک شی ء می باشد .مانند: " حیوان هنرمند، در تعریف انسان"
47- حد تام : تعریفی است که ذات یک شی ء را بیان می کند.( مرکب از جنس قریب و فصل قریب ) مانند: " حیوان ناطق در تعریف انسان " " شکل سه ضلعی در تعریف مثلث"
48- حد ناقص: ( مرکب از جنس بعید و فصل قریب) مانند: " کمّ متصل سه ضلعی ، در تعریف مثلث " " جسم ناطق ، در تعریف انسان"
49- رسم تام : تعریفی است( مرکب از جنس قریب و عرض خاص)
مانند: " حیوان شاعر در تعریف انسان " " حیوان خندان در تعریف انسان"
50- رسم ناقص: تعریفی است که ( مرکب از جنس بعید و عرض خاص).
مانند:" جسم شاعر در تعریف انسان" "جسم هنرمند در تعریف انسان"
51- جدل: نوعی روش پرسش و پاسخ بین دو نفر می باشد.( سائل و مجیب)
سوال کننده سعی می کند با طرح سوالاتی مخاطب را به تناقض گوئی و بن بست فکری بکشاند. آن گاه به او کمک می کند به حقیقت پی ببرد.مانند شیوه جدید سقراطی
52- ضرب چیست ؟ هر گاه چهار حالت صغری را از لحاظ ایجاب و سلب- جزئی و کلی بودن در چهار حالت کبری ضرب کنیم . چون کبری هم چهار حالت دارد. شانزده حالت ایجاد می شود که به ضروب شانزده گانه نامیده می شود.
53- سفسطه : گوته ای از صناعات خمس است که مقدمات آن از وهمیات و مشبهات تشکیل شده است.
صناعات خمس: انواع آن عبارتند از:(برهان- جدل- خطابه- شعر- سفسطه).
54- کلی:آن مفهوم ذهنی است که شامل افراد متعددی شود.
مانند:"انسان- دریا- شهر- دهکده"
55-جزئی: تصوری که شامل افراد متعددی نمی شودوفقط بر یک فرد یا یک شی دلالت می کند. مانند:"کوه دماونند- شیراز- آن کتاب".
56- اقسام کلی:
1- کلی طبیعی 2- کلی منطقی 3- کلی عقلی
کلی طبیعی: طبیعتی را که کلی منطقی برآن بار می شود.مانند:"طبیعت انسان"
کلی منطقی : مفهوم امتناع فرض صدق برکثیرین راکلی منطقی می نامند.کلی بدین معنا یکی از معقولات ثانیه است.
کلی عقلی : طبیعت وماهیت رابه وصف کلیت؛کلی عقلی می نامندمانند:"الانسان الکلی".