مغالطه یا سفسطه ، تعریف و انواع ، قسمت پایانی
دسته پنجم:مغالطات در استدلال
دسته پنجم از مغالطات موردي است كه فرايند استدلال به معناي منطقي آن يعني در سير از مقدمات به نتيجه شاهد لغزش و ارتكاب مغالطه اي هستيم.
اهميت اين دسته از مغالطات به قدري است كه بسياري از منطق دانان مغالطه را استدلال غير معتبر تعريف كرده اند كه خود سه دسته را شامل است:
الف:مغالطه صوري ب: مغالطه ناشي از يك پيش فرض نادرست ج-مغالطه ربطي
الف:مغالطه صوري :
عدم اعتبار يك استدلال ممكن است به دليل يكي از مقدمات استدلال نادرست باشد و يا علي رغم درستي مقدمات نظم و صورت استدلال نادرست باشد كه در اين صورت مغالطات از قسم صوري است و عبارتند از:
1-مغالطه عدم تكرار حد وسط:
تكرار نشدن حد وسط به طور كامل و دقيق.
2-مغالطه وضع تالي:
در يك قضيه شرطي با فرض تالي تحقق مقدم را نتيجه گيري كند.
3-مغالطه رفع مقدم:
در يك قضيه شرطي با رفع مقدم رفع تالي را نتيجه گرفتن.
4-مغالطه مقدمات منفي:
نتيجه گيري از قياسي كه هر دو مقدمه اش سالبه است.
5-مغالطه مقدمات ناسازگار
استنتاج از قياسي كه مشتمل بر دو مقدمه متناقض است.
6-مغالطه افراد غير موجود:
از قضاياي كلي نتيجه جزئي گرفتن.
7-مغالطه ايهام انعكاس:
براي موجبه كلي عكس كلي و براي سالبه جزئي عكس قائل بودن.
مثال:هرخوشبختي ثروتمنداست.بنابراين شما در راه جمع آوري ثروت نبايد از خود كوتاهي و سستي نشان دهيد زيرا ثروتمندي هر كس خوشبختي اوست.
8-مغالطه سوء تآليف
در تشكيل قياس مقررات و قواعد قياس رعايت نشود.
ب-مغالطه ناشي از يك پيش فرض نادرست:
1-مغالطه سنت گرايي :
هر پديده اي يا عقيده ي به يادگار مانده از گذشته مقبول و درست است.مغالطه وقتي اتفاق مي افتد كه شخصي مسئله عادت خود را برتر از استدلال و منطق خود بداند و گمان كند اين عادت دليل خوبي براي انجام آن كار بوده و باعث مي شود كه كسي نتواند بر او خرده شود كه كسي نتواند بر او خرده بگيرد و خطاي او تذكر دهد.
مثال:من از بچگي عادت كردم كه به حالت دراز كش كتاب بخوانم باز مي گويي از نظر علمي درست نيست.
2-مغالطه سننت گريزي:
هر پديده يا عقيده به يادگار مانده از گذشته مردود و نادرست است.
3-مغالطه عدم سابقه
هر پديده يا عقيده كه در گذشته سابقه نداشته باشد مردود و نادرست است.
4-مغالطه تجدد:
هر پديده يا عقيده نو و جديد مقبول و درست است.
5-مغالطه برتري فقر:
افراد فقير و تهي دست داراي شخصيت مثبت و افكار درستي هستند.
6-مغالطه برتري ثروت:
افراد ثروتمند و متمول داراي شخصيت مثبت و افكار درستي هستند.
7-مغالطه توسل به اكثريت:
هر موضوعي كه اكثريت مردم نسبت به آن نظر مساعد داشته باشند درست است.
8-مغالطه علت شمردن امر مقدم:
در هر دو حادثه متوالي حادثه اول علت حادثه دوم است.
9-مغالطه علت شمردن امر تقارن:
در هر دو حادثه همزمان يك حادثه علت حادثه ديگر است.
مثال :آن آقايي كه مي بيني آدم نحسي است .تا حالا دو بار به مغازه ما آمده و اتفاق ناگواري در مغازه افتاده يك بار شيشه ويترين شكست و يك بارحال يكي از مشتري ها در مغازه بد شد.
10-مغالطه تركيب:
اگر اجراي مجموعه اي داراي وصفي باشندكل آن مجموعه نيز داراي آن وصف خواهد بود.
مثال:آن اركستر سمفونيك بايد بهترين اركستر باشد.زيرا نوازندگان برگزيده كشور در آن شركت كرده اند.(هريك از نوازندگان برگزيده شايد يك نوازنده خوبي باشند.اما براي تشكيل يك اركستر خوب شرايط بيشتري از جمله يك رهبر اركستر خوب هماهنگي بسيار و همچنين تمرين زياد لازم است.)
11-مغالطه تقسيم:
اگر كل مجموعه اي داراي وصفي باشنداجزاي آن مجموعه داراي آن وصف خواهند بود.
12-مغالطه ميان روي :
در هر بخشي كه با دو نظريه يا طرح مخالف روبرو هستيم همواره بايد نظريه ميانه و بينابين را به عنوان نظريه طرح صحيح انتخاب كنيم.
مثال: من سعي كرده ام در دوره اي كه اين مقام و مسئوليت را به عهده داشته ام سياستي اعمال كنم كه نه جانبدارانه باشد و نه بي طرفانه سياستي معتدل بين هواداري و بي طرفي (مي توان اضافه كرد سياستي مانند صدق و كذب ميان فضيلت و رذيلت مانند خواب بودن و بيدار بودن.)