درس سه  -  تعريف فلسفه

فلسفه اولی یا مابعد الطبیعه

 

فلسفه عبارت است از تلاش وكوشش براي فهم علت حقيقي رويدادها ودرك مباني واصولی علوم تجربي و علوم انساني بر آنها استوار است .

نگاه فلسفي نگاه ريشه ياب است و فيلسوف مي كوشد تا  از  ظاهر پديده ها  فراتر  رفته  و انها  از درون  و باطن بشناسد

نكته :هر علمي در يك زمينه خاص (مطالعه) وتحقيق مي كند  براي مثال:

درعلم رياضي تمام اشياازجهت كميت ومقدار بررسي ميشود

در فيزيك تمام اشيا از نظر خواص ماده مثل سردي وگرمي و حركت وسكون بحث مي شود

در زيست شناسي تمام موجودات زنده از ان حيث كه زنده اند مورد بررسي قرار مي گيرند

در فلسفه اولي :تمام موجودات ازان جهت كه هستي دارند  مورد بررسی قرار می گیرند

 

تعريف فلسفه اولي يا ما بعد الطبيعه:

علم به احوال موجودات صرفا ازجهت وجود داشتن آنها ، نه از آن جهت كه وجودی  كميت دار هستند  . 

در حقیقت  مابعد الطبیعه یا فلسفه اولی در  جستجو ی احکام و قواعد  وجود است .

مسائلي كه در فلسفه ي اولي مطرح مي شودعبارت اند از :

1- ثابت  و متغیر :  آیا  هستی  متغیر است  یا ثابت ؟

2- هستي و چيستي (وجود و ماهيت) در وجود بحث از هستي و بودن و نبودن است ولي ماهيت چيستي و ويژگي هاي ذاتي يك شئ است

3- بحث علت  و معلول ( رابطه ي عليت ) اينكه هر معلولي علتي دارد. آیا اين رابطه به اصل هستي برمي گردد و يا مربوط به يكي از خصوصيات هستي است ( تحقیق در رابطه بین علت و معلول یکی از بحث های  فلسفه اولی است)

4- بحث وحدث وكثرت:يكي از بحث هاي ما بعد الطبيعه اين است كه درميان موجودات هم وحدت مي بينيم و هم كثرت مي يابيم .

(اگر كثرت در كار نبود نمي توانستيم اشيا ء را از يكديگر جدا كنيم  و اگر وحدت نبود نمي توانستيم اشيا همانند و مشابه را تشخيص دهيم و آنها را دسته بندي كنيم

مهمترين مصداق فلسفه :

 هستي و وجود حقيقي ترين  و اصلي ترين مبنايي است كه همه ي خصوصيات اشيا و پديده ها به آن باز مي گردد

هستي شناسي يابعد الطبيعه يا فلسفه ي اولي:يعني شناخت  مطلق  وجود  ، پس مهمترين  مصداق  فلسفه ، وجود شناسی یا فلسفه اولي است

فلسفه ي اولي  سراسر هستي را مورد مطالعه خود  قرار مي دهد تا به تبيين عقلاني احكام آن بپردازد.