نکات مهم درس هفتم فلسفه سال سوم
درس هفتم
علت های چهارگانه ( فلسفه ارسطویی)
چند نکته در مورد ارسطو:
- ارسطو در قرن چهارم قبل از میلاد در مقدونیه به دنیا آمد. بیست سال شاگرد افلاطون بوده است .
- ارسطو گر چه از نظر اوج اندیشه های فلسفی ، همپایه افلاطون نباشد ، اما او سهم بیشتری در شکل گیری اندیشه بشر داشته است.
- او به عنوان معلم اول تا قرن های متمادی مرجع نهایی مسایل علمی و فلسفی بود.
- روش فلسفی او به مشاء معروف شد.
- فیلسوفانی چون کِندی، فارابی و ابن سینا و خواجه نصیرالدین طوسی و میرداماد ، این رشد اندلسی در عالم اسلام و توماس آکویناس در جهان مسیحیت همگی مشایی بوده اند .
- ارسطو یک فیلسوف واقع بین است و اولین چیزی که ذهن او را به خود مشغول نموده است ، دگرگونی و تغییرات در عالم طبیعت است . به اعتقاد او طبیعت در تمام ابعاد خودش همیشه در حال تغییر و شدن است .
- او به عنوان یک فیلسوف طبیعت شناس در صدر است تا حرکات طبیعی را توجیه عقلانی کند .و کلی ترین عواملی که در هر تغییر و حرکت مؤثر است را شناسایی کند.
علت های چهارگانه (علل اربعه )
- ارسطو معتقد است برای پیدایش یک موجود و یا یک تغییر و تحول در طبیعت چهار علت لازم است :
|
1- علت فاعلی |
2- علت مادی |
3- علت صوری |
4- علت غایی |
1- علت فاعلی : عاملی که با عمل خود چیزی را بوجود می آورد یا تغییر و تحولی را ایجاد می کند. مانند نقاشی که یک اثر هنری را خلق می کند یا هر سازنده ای محصولی را تولید می کند.
2- علت مادی: چیزی که جنس موجود را تشکیل می دهد؛ مانند خاک برای کوزه . ماده تشکیل دهنده هر موجودی را علت مادی آن موجود می نامند.
3- علت صوری : شکل ظاهری یا صورتی که یک موجود به خود می گیرد ( نقشه و صورت ظاهری موجود) که از نوع و ماهیت آن پدیده حکایت دارد.
4- علت غایی : هدف اصلی که هر موجودی برای آن هدف بوجود می آید و یا تغییر و تحول برای آن هدف ایجاد می شود( در حقیقت کار برای آن انجام می شود)
از دیدگاه ارسطو ، علت صوری مانند علت های درونی یک پدیده هستند. و علت فاعلی و غایی ، علت های بیرونی یک پدیده به حساب می آیند
توضیح پیرامون علل اربعه
1- علت فاعلی
3 در مصنوعات بشری علت فاعلی در ساخت مصنوعات بشری ، انسان است و علت فاعلی یک عامل خارجی است که در حرکت و تغییر اشیاء مؤثر است.
3 در حوادث و تغییر و تحولات طبیعی
- ارسطو علت فاعلی حرکت و تغییرات را در طبیعت به یک عامل درونی نسبت می دهد و آنرا از درون شی تفسیر می کند.
- شیخ الرئیس ابوعلی سینا بعضی از حرکات و تغییرات را در اجسام به علت فاعلی بیرونی و در بعضی تغییرات علت فاعلی را به عامل درونی جسم نسبت می دهد .
- ارسطو پیروانش یک نوع علت فاعلی درونی به علت مبداء حرکت و سکون در خود اشیاء در نظر می گیرند و آنرا طبیعت جسم می نامند.
- مانند علت بالا رفتن شعله ها و یا رشد یک درخت و دیگر حوادث طبیعی دیگر.
2- علت مادی
- علت مادی در نظر ارسطو مرحله استعداد در یک چیز است که تدریجاً بر اثر دخالت یک علت فاعلی خارجی یا اثر طبیعت درونی خود به مرحلة فعلیت می رسد.
- ماده یا هیولا ، وجود بالقوه و ماده اولیه است که در اثر تغییر و تحول به فعلیت جدید می رسد.
- مانند تخم مرغ که ماده اولیه جوجه است ، یعنی تخم مرغ قوه و استعداد جوجه شدن را دارد یا یک سنگ مرمر که استعداد این را دارد که توسط یک مجسمه ساز به یک تندیس تبدیل شود.
3- علت صوری:
- علت صوری همان شکل و فعلیت جدید است که یک شیء بالقوه در مراحل تغییر بدست می آورد.
- در واقع علت مادی توسط علت فاعلی تبدیل به شیء جدید می شود و این شیء جدید ، صورتی است که ماده به خود گرفته است .
رابطه بین علت صوری و علت مادی :
- از دیدگاه ارسطو آنچه شدنی است ماده است و آنچه بودنی است صورت است.
- ماده و صورت همیشه با هم خواهند بود ، چون ماده در اثر تغییر و حرکت صورتی جدید می گیرد و آن صورت جدید ، ماده است برای صورت جدیدتر و به همین ترتیب صورتهای جدید خلق می شود و....
- پس ماده و صورت اموری نسبی هستند یعنی یک چیز ممکن است در مقایسه با چیز ماده و قوه باشد و در مقایسه با یک چیز دیگر صورت باشد. مثلاً تخم مرغ نسبت به نطفه صورت است و نسبت به جوجه ماده است. و جوجه نسبت به تخم مرغ صورت و نسبت به مرغ ماده می باشد.
- در حقیقت صورت همان فعلیت جدید است که ماده در سیر حرکت به خود می گیرد.
طبیعت و علت صوری :
- منظور از طبیعت یک جسم یک مبداء درونی است که باعث حرکت و سکون ( تغییر) در شیء می شود.
- ماده و صورت هر دو مفاهیم نسبی هستند.
- طبیعت هر جسم آن صورت نخستین است که جسم را به صورتی بالاتر پیش می برد.
- در حقیقت صورت همان طبیعت است آنگاه که آنرا به عنوان مبدأ حرکت و سکون در شیء در نظر بگیریم.
- مانند: طبیعت تخم مرغ که صورتی جدید است که آنرا به سمت جوجه شدن پیش می برد.
4- علت غایی:
- منظور از علت غایی آن است که کار برای آن انجام می شود( هدف اصلی انجام کار)
- از دیدگاه ارسطو ، طبیعت هر چیزی ، ماده آنرا به سوی صورت و فعلیت جدید سوق می دهد و به همین ترتیب از صورتی به صورت جدیدتر ، تا به آخرین مرتبه کمالی که برای آن مقدور است برساند.
- این میل طبیعی در درون هر چیزی وجود دارد . درست شبیه همان انگیزه و نیت که در ذهن انسان است عمل می کند.
- طبق نظر ارسطو کل جهان هستی هم رو به سوی مقصدی خاص در حرکت است.
- سراسر طبیعت سرشار از آینده نگری و نظم و ترتیب است و هر چیزی سر جای خود قرار گرفته تا به سوی کمال حرکت کند.
- علت غایی در جهان طبیعت یک عامل آگاهانه و اصل سازمان دهنده است که برای همه موجودات نظم و هماهنگی و هدف داری را تأمین می کند.
- از نظر ارسطو وظیفه یک فیلسوف آنست که به تفسیر جهان از افق علل اربعه بپردازد . به همین جهت او فلسفه را دانشی می داند که در باره علل اولیه هستی بحث می کند.