اهم مطالب درس 1 فلسفه سال چهارم
Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
FA
*درس اول*
1- فلسفه چه رابطه ای با علوم تجربی دارد؟
علوم تجربی بر اصول و پایه هایی استوار است که عبارتند از :
واقعیت داشتن جهان ، قابل شناخت بودن ، اصل علیت،درستی روش تجربه و آزمایش و ...این اصول بوسیله فلسفه مورد بررسی قرار گرفته و اثبات شده و در اختیار علوم تجربی قرار می گیرند.
2- فلسفه چه رابطه ای با علوم انسانی دارد؟
هر یک از رشته های علوم انسانی متکی به یک بینش فلسفی است و دانشمندان علوم انسانی (روان شناسی،جامعه شناسی،سیاست،حقوق و ...)بسته به اینکه پیرو کدام مکتب فلسفی باشند نظریاتشان در رشته ی تحقیقی شان با دیگر دانشمندان همان رشته که پیرو مکاتب فلسفی دیگر هستند تفاوت اساسی دارد پس بر اساس دیدگاه های مختلف فلسفس مکاتب و روش های مختلفی در علوم انسانی پدید می اید.
3- مابعدالطبیعه را تعریف کنید؟
علم به احول موجودات از حیث وجود و فلسفه علم هستی شناسی است و بر این اعتبار به آن مابعدالطبیعه می گویند.
4- علوم مختلف و فلسفه هر کدام موجودات را چگونه بررسی می کنند؟
هر یک از علوم گوناگون به مطالعه ی چهره ای خاص از موجودات می پردازد.ریاضیات با کمیت و مقدار اشیاء سروکار دارد.فیزیک خواص ظاهری اشیاء مانند سردی و گرمی،حرکت سکون،جرم،نیرو،شتاب و...رامطالعه می کند.زمین شناسی با عوارض زمین و مواد تشکیل دهنده ی آن سروکار دارد،زیست شناسی حیات موجودات زنده را بررسی می کند و ...
5- موضوع فلسفه چیست؟
موضوع:وجود=مطلق وجود=وجود محض=بررسی جهان هستی از آن جهت که وجود دارد.
6- روش مابعدالطبیعه را توضیح داده و بنویسید چرا در فلسفه نمی توان از روش تجربه استفاده کرد؟
روش:مابعدالطبیعه وجود اشیاء را به کمک تبیین عقلانی یعنی به روش تعقلی می شناسد و با قدم عقل و برهان به پیش می رود.فلسفه به مطالعه ی عمق واقعیت اشیاء می پردازد. چنین تعمقی در اشیاء به روش تجربی و با اسباب و ابزار آزمایشگاهی مقدور نیست. زیرا این روش و ابزار تنها برای شناخت ظواهر و چهره های محسوس اشیاء به کار می آیند نه برای مطالعه در عمق و حقیقت نادیدنی آنها.
7- زبان مابعدالطبیعه را توضیح دهید؟
مابعدالطبیعه مباحث خود را در ضمن مفاهیمی چون وجوب و امکان ،علت و معلول،حادث و قدیم ،جوهر و عرض،وجود و ماهیت و ... تبیین می کند
8- هدف مابعدالطبیعه را توضیح دهید؟
هدف:مباحث وجود نیز در فلسفه به قصد شناخت کل جهان هستی است. شناخت کل جهان هستی به عنوان یک مجموعه ی واحد.
9- در چه لحظاتی انسان دچار حیرت می شود؟
انسان وقتی در برابر عالم وجود دچار حیرت و شگفتی می شود وارد فطرت ثانی شده است.
10- فطرت اول و فطرت ثانی را با مثال توضیح دهید؟
فطرت اول همان حالت عادی و روزمره زندگی ماست.(تشکیل خانواده،تحصیلات دانشگاهی،و...)
فطرت ثانی:هنگامی که انسان درباره ی مسائل کلی جهان هستی هدف زندگی و جایگاه انسان در جهان هستی به تفکر فرو می رود و برای پاسخ گویی به سوالات خود به فکر فرو می رود در فطرت ثانی قرار دارد.بشر ذاتا" متفکر است و تفکر همان فطرت ثانی اوست.
11- با توجه به آیات و روایات توضیح دهید که دین دارای ماهیت فلسفی است؟
هر جا که در قران و روایات مباحثی چون مبداء وجود،مراتب جهان هستی ،جایگاه انسان در جهان هستی و ...(مسائل مربوط به وجود شناسی)آمده است این مباحث مربوط به قلمرو فلسفه است پس بسیاری از آیات قران کریم و روایات ماهیت فلسفی دارند
12- سخن امام سجاد (ع) را درباره ی توحید بنویسید؟
امام سجاد (ع) درباره ی توحید فرموده اند:خداوند می دانست در آخرالزمان گروه هایی ژرف اندیش خواهند آمد.از این رو سوره ی توحید و آیات اول سوره ی حدید ( یعنی:هوالاولو الاخرو الظاهر و الباطن و هو بکل شیء علیم) را فرستاد و هر کس سخنی غیر از آنان را بگوید هلاک شده است.
13- دو جبهه های مختلف را که در صدر اسلام در قبال مسائل عقلی پدید آمدند نام برده و عقاید هر کدام را بنویسید؟
در صدر اسلام در میان عامه (مسلمانان اهل سنت ) دو جبهه مختلف در قبال مسائل به وجود آمد: یکی جبهه ی نفی و تعطیل که پیشروان آن گروهی به نام اهل حدیث یا همان اشاعره و گروهی دیگر که به اصالت عقل معتقد بودند به نام معتزله :
الف- اشاعره:
1-به اهل حدیث مشهور بودند و هر گونه بحث و تفکر در پیرامون جهان هستی را ناروا می شمردند.
2-معلوماتشان در حد نقل احادیث و خواندن ظاهر آیات بود.
3-تفسیر و تحقیق درمورد مسائل مابعدالطبیعه و حتی تفسیر در آیات قران را ناروا می دانستند.
ب - معتزله:
1-بحث عقلانی را جایز می شمردند حتی مسائلی از قرآن که با اعتقاد آنها سازگار نبود را رد می کردند.
2-این گروه به شیعه نزدیکتر بودند و از عقل فلسفی و استدلالی بهره مند بودند.
3-بسیاری از مسائل وارد شده در قران را رد می کردند چون با عقل خود سازگار نمی دیدند.
14- اهل حدیث به پرسش کننده گان مسائل عقلی چه پاسخی می دادند؟
جمله ی <<الکیفیته مجهوله و السوال بدعه>> را که ظاهرا" جمله ی شایعی بوده ، مطرح می کردند.
15- روش پیشوایان دین در برخورد با پرسش کنند گان مسائل عقلی چگونه بود؟
آنها هیچ سوالی را محکوم نمی کردند و بدعت نمی شمردند. مکرر از ائمه ی اطهار (ع) پرسش هایی شده است و آنان نه تنها به تعطیل تفکر امر ننموده اند بلکه پاسخ هایی در حد توان فکری پرسش کننده بیان نموده اند.
16- خاستگاه فلسفه اسلامی را باید در کجا جستجو کرد؟
خاستگاه فلسفه ی اسلامی را باید در متن و بطن خود اسلام جست و جو کرد نه در برخورد تاریخی اسلام با فلسفه های دیگر.